جلب شده بود و واقعا تاسف مي خوردم كه رسانه ملي كه بايد در جهت فرهنگ سازي مثبت و سند چشم انداز(كه از بندهاي آن حفظ كرامت انسانها و حفظ سلامت روحي و جسمي افراد جامعه مي باشد.) و افق رسانه گام بردارد، در جهت عكس آن در حركت است! نوشته خانم شريعتي برايم جالب بود و با حرف اصلي آن در مورد عدم شباهت زنان ايراني با زنان عربستاني كاملا موافقم(اما اينكه نتيجه آمريكايي شدن زنان باشد، جاي بحث دارد.) و دليل آن هم متفاوت بودن نوع نگاه زنان ايراني نسبت به خود و خانواده مي باشد.

زنان ايراني زناني اند كه در طول تاريخ نسبت به خانواده ي خود وفادار بوده و با تمام توان و وجود در جهت پرورش فرزندان و همراهي همسر خود تلاش كرده اند. بطوريكه حتي شاهد آن بوده ايم كه مادران ايراني عموما خود، نيازها و خواسته هايشان را فراموش كرده و تنها به فرزندان و همسر خود توجه مي كرده و مي كنند. شاهدان عادل نمي توانند رنج ها، مشقت ها و ستم هايي كه به زنان و مادران شده را انكار نمايند. از طرفي ظلم پذيري از گناهاني است كه از جانب اسلام به شدت نفي شده و افراد به حفظ كرامت انساني و آزادگي خود سفارش شده اند.

البته مي دانيد كه مصاديق عدل و ظلم در هر زمان و مكاني ممكن است متفاوت باشد و بر مبناي اين اصل مصداق هاي آن در زمان صدر اسلام و شرايط فعلي و يا در عربستان امروز و ايران متفاوت مي باشد. به عنوان مثال در عصر جاهليت شيئ انگاشتن زنان و زنده به گور كردن دختران امري عادي و حتي شايد نوعي افتخار محسوب مي شد اما با ظهور اسلام اين امر ظالمانه و از مصاديق ظلم معرفي گرديد.
 
به مرور پيامبر اكرم(ص) با گفتار و رفتار و عملكرد خود جايگاه بسيار والايي براي زنان ترسيم نمودند كه بيانگر جايگاه انساني زن بود نه صرفا جنسيت زن، اما شرايط آن زمان و فرهنگ حاكم بر جامعه آن روز و حتي موقعيت و توانايي زناني كه سالهاي سال به عنوال اموال همسران خود محسوب مي شدند تا چه حد امكان اصلاح آن وضعيت را مي داد؟ حال پس از گذشت سالها و تغييرات اساسي در شرايط جامعه ، توانايي ها و سطح فكر زنان آيا مي توان مصداق ظلم را باز هم زنده به گور كردن و شيئ محسوب نشدن زنان دانست و از آنها انتظار داشت كه به خاطر زنده به گور نشدن فيزيكي ممنون باشند؟! و يا بايد مصاديق ظلم را در شرايط فعلي جامعه جستجو نمود؟ آيا نمي توان عدم امكان فعاليت هاي برابر با مردان، عدم نگاه انساني به زن و انتظار زير پانهادن و زنده بگور كردن عزت نفس، افكار، عقايد و حتي احساسات توسط زنان در برابر ازدواج مجدد همسر و خاموش ماندن در برابر اين اهانت نسبت به شخصيتشان را از مصاديق ظلم دانست؟!! سخنم با آنهايي است كه تا مسئله ي مخالفت با ازدواج مجدد(به معناي تشكيل خانواده دوم، البته بجز شرايط اضطراري) پيش مي آيد دم از اسلام مي زنند، آيا واقعا درك اين مسئله مشكل است كه:
 
1- ذات اسلام با ظلم مخالف است.
 2- براي تعيين مصداق ظلم در هر زماني مي توان به عقل جمعي جامعه مراجعه كرد.(بايد توجه داشت كه اين بررسي مردان را شامل نمي شود چرا كه ايشان ذي نفع مي باشند، هر چند مردان منصف نيز به اين مسئله اذعان دارند.)
 3- بر هيچ كس پوشيده نيست كه عموما زنان نه تنها به هيچ عنوان تحمل ازدواج مجدد همسر خود را ندارند بلكه حتي با طرح اين مسئله و عادي سازي آن در جامعه برخي از زنان همواره در اضطراب و شك نسبت به همسر خود به سر مي برند كه اين مسئله مي تواند براي سلامت و بهداشت رواني جامعه(اعم از زنان، كودكان و حتي خود مردان) بسيار مضر باشد و نهاد خانواده را كه در اسلام بسيار عزيز و محترم شمرده شده را با خطر جدي مواجه سازد. بنابراين به راحتي مي توان در شرايط فعلي از نگاه اسلام نسبت به اين مسئله آگاه شد چرا كه اسلامي كه ما مي شناسيم بسيار زيبا ، عقلاني و بدور از هر گونه ظلم و ستمي است.
پس از گذشت سالهاي بسيار طولاني، حال زماني فرارسيده كه زنان و مادران ايراني خواستار مجالي اندك در جهت التيام دردها و رنج ها و بي توجهي هايي كه به آنها و شخصيت انساني آنها شده، هستند. آنها مي خواهند در كنار دختر، مادر، همسر و خواهر بودن، خودشان نيز باشند. نيازها و انتظارات طبيعي آنها قرباني نشود و صرفا بدين جهت كه مسئوليت خطير مادري را بر عهده دارند، خود را فراموش نكنند.
 
 آيا واقعا اين انتظار زيادي است؟؟ زني را در نظر بگيريد كه سالها فداكارانه در خدمت فرزندان و همسر خود بوده و از هيچ كوششي در جهت رفاه حال آنها دريغ نكرده است اما پس از مدتي كه جواني و زيبايي اش رو به ميان سالي و شكستگي نهاده و شور و نشاط و هيجان خود را در جهت انجام فعاليت هاي اجتماعي، بودن در اجتماع،ابراز وجود و بيان انديشه ها و افكار و ...، سركوب كرده، همسرش به فكر تجديد فراش و نونوار كردن زندگي خود مي افتد و گاها با تحقير زن با اين عنوان كه تو مرا درك نمي كني و بسياري از مسائل را نمي فهمي! خود را حق به جانب نشان مي دهد.( البته انكار نمي كنم كه از جهاتي مرد مذكور حق دارد، چرا؟ چون در طول سالهاي زندگي مشترك آنها زن تنها در خانه و در خدمت اعضاي آن بوده و مجالي براي پرورش افكار و انديشه هاي خود نداشته و اين مسئله باعث شده كه روز بروز فاصله ي وي با همسرش بيشتر و بيشتر شود.) و يا بدون هيچ دليلي تنها بدين جهت كه دوست دارد زن جوان و زيبايي داشته باشد اقدام به ازدواج مجدد مي كند!!
به اعتقاد شما اگر نام اين عمل ظلم نيست پس چه نام دارد؟؟
چند وقت پيش در قسمتي از انتقاداتي كه توسط مركز مطالعات زنان به" لايحه حمايت از خانواده" در سايت مركز منتشر شده با نگاهي مواجه شدم كه بد نيست شما نيز با اين استدلال آشنا شويد، در قسمتي از آن در رابطه با بحث تعدد زوجات در ماده 23 چنين آمده است:
"ماده 23، اختيار همسر دائم بعدي را منوط به اجازه‌ي دادگاه پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد به اجراي عدالت بين همسران مي‌داند و اضافه می‌کند که در صورت تعدد ازدواج، چنان‌چه مهريه حالّ باشد و همسر اول آن را مطالبه نمايد، اجازه‌ي ثبت ازدواج مجدد، منوط به پرداخت مهريه‌ي زن اول است. در اينجا نيز چند نکته حائز اهميت است:

اول: لايحه، اختيار همسر دوم را به سه چيز يعني احراز توانايي مالي مرد، تعهد اجراي عدالت بين همسران و اجازه‌ي دادگاه موکول نموده است؛ يعني با وجود احراز توانايي مالي و اخذ تعهد به اجراي عدالت باز هم ممکن است دادگاه اجازه‌ي ازدواج دوم را به مرد ندهد.
دوم. پس از آن که دادگاه اجازه‌ي ازدواج دوم به مرد را صادر نمود ثبت اين ازدواج منوط به پرداخت مهريه زن اول است. بنابراين ممکن است پس از اجازه‌ي دادگاه، مرد، اقدام به ازدواج قانوني کند اما اجازه‌ي ثبت ازدواج صادر نشود. حال بايد ديد اين نحوه قانونگذاري در خدمت تحکيم خانواده است يا آن که صرفاً مشکلاتي را براي خانواده دوم ايجاد مي‌کند.
سوم. بسياري از فقها نه تنها ازدواج را مستحب دانسته‌اند که طبق مفاد آيه‌ي شريفه، تعدد آن را نيز داراي استحباب مي‌دانند: «استحباب نکاح با ازدواج اول برطرف نمي‌شود بلکه تعدّد نيز مصداق استحباب است به دليل قول خداوند متعال: فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثني و ثلاث و رباع»

از اين رو سياست حقوقي کشور، مبتني بر ايجاد محدوديت در ازدواج مجدد، خلاف اين ديدگاه فقهي است مگر آن که مصلحت ملزمه‌اي در ايجاد محدوديت موجود باشد. طرفداران ايجاد محدوديت ممکن است به اين موضوع توجه کننند که ازدواج دوم موجب ناراحتي همسر اول و بر هم خوردن آرامش خانوادگي مي‌شود؛ پاسخ آن است که در طول تاريخ همواره ازدواج مجدد مرد با حدّي از نارضايتي همسر اول مواجه بوده است. اين که شريعت با وجود علاقه به حفظ مصالح و منافع همسر اول، ازدواج دوم را مقيد به رضايت وي و يا حتي تمکن مالي نکرده نشانگر آن است که به مصالح مهم‌تري توجه داشته است.

از سوي ديگر بايد توجه داشت که در جوامع اسلامي فقط در چند دهه‌ي اخير و در زمان استيلاي فرهنگ غرب است که چند‌همسري مورد حمله قرار گرفته و تحقير شده است و کشورهاي اسلامي به جاي مديريت فرهنگ عمومي، به سمت مصالح جامعه‌ اسلامي‌، عملاً تحت مديريت فرهنگي نظام سلطه قرار گرفته‌اند و به جاي آن که براي آمار روز‌افزون دختران نااميد؛ زنان بيوه، مرداني که نياز جنسي و عاطفي آنان با ازدواج اول حل ناشده باقي مانده است، چاره‌اي اساسي نمايند؛ با إعمال ضوابط محدود کننده عملاً به رواج معضلات اجتماعي و اخلاقي دامن زده‌اند.
در شرايطي که رسانه‌هاي عمومي همگي در تحقير چند‌همسري، متحد عمل مي‌کنند و از ميان احتمالات مختلف، تنها بوالهوسي مرد را مورد توجه قرار مي‌دهند، مي‌توان انتظار داشت که ازدواج مجدد مرد، چه فشار رواني را بر همسر اول تحميل و او را در جامعه تحقير مي‌نمايد و در اين شرايط جامعه‌ي کارشناسي به جاي آن که انگشت اشاره را به سمت فرهنگ مسلط بگيرد با وضع قوانين محدود کننده عملاً به بسط اين فرهنگ و رواج نابساماني‌هاي اجتماعي کمک مي‌کند.

روي ديگر سکه آن است که بي‌توجهي به حساسيت‌هاي عمومي نيز مي‌تواند جامعه را با مشکلاتي مواجه سازد و تلقي دفاع قانونگذار از هوسبازي مردان را دامن زند. در چنين شرايطي لازم است طبق برنامه‌اي هماهنگ و هدفمند اصلاحات فرهنگي و حقوقي را به سمت مسئوليت‌پذيري بيشتر مردان و تسهيل ازدواج در موارد مورد نياز جهت داد.
از توضيحات فوق مي‌توان نتيجه گرفت که ماده 23 (پيشنهادي دولت) بهتر از قانون فعلي است، گرچه هيچ‌کدام کاملاً در خدمت مصالح جامعه نيست.

چهارم. بعيد نيست تدوين مقررات محدود کننده در چنين مواردي ناشي از خلط ميان ضرورت اجتماعي و اضطرار شخصي باشد. نبايد شک نمود که تشريع جواز تعدد زوجات، توسط خداوند متعال، به دليل وجود شرايط و ضرورت‌هاي اجتماعي است که چنين قانوني را موجه مي‌سازد.."!!!!
متن به اندازه كافي گويا بوده و هيچ توضيحي را لازم نمي دانم، قضاوت بر عهده خواننگان محترم. براستي چه تفكري در راس اين مركز و مراكزي از اين دست كه به نام دفاع از حقوق زنان، متعصب تر از همه جا به حفظ حقوق مردسالارانه ي مردان مي انديشند؟؟!

اين تفكر زني را ايده ال مي داند كه بسان گذشته با تمام توان در خدمت خانه و خانواده باشد و با فراموش كردن خود از هيچ فداكاري دريغ نورزد و با سركوبي نيازهاي فردي و اجتماعي خود پا را از گليم خود فراتر نبرده و حتي اگر از ازدواج مجدد همسرش ناراضي است اعتراضي كه نكند هيچ، با شادماني و گرمي گذشته به زندگي اش ادامه دهد. ولي نه، اهميتي ندارد مي تواند راضي نبوده و ديگر شاد نباشد(شاد بودن او و فرزندانش چه اهميتي دارد در جايي كه پاي ... در ميان است.) ولي بايد اعتراضي نكرده و به خدماتش ادامه دهد!!

چنين تصوري با تمام توجيهات عجيب مثل زياد بودن دختران مجرد و وجدان دردي برخي از اين مسئله (در حاليكه اولا طبق آمار تعداد مردان به تعداد قابل توجهي بيشتر از زنان است و ثانيا اين مسئله مربوط به بالا رفتن سن ازدواج جوانان اعم از دختران و پسران بوده كه بايد براي آن چاره اي انديشيد نه اينكه ساده انگارانه نسخه ي توهين آميز زن دوم شدن را براي دختران جوان اين مرز و بوم كه قرار است مادر آينده سازان جامعه باشند، پيچيد.) مستلزم چند نكته است كه توجه به آنها خالي از لطف نيست:

1- ناديده گرفتن شخصيت انساني و كرامت ذاتي زن به عنوان انسان، كه بايد حفظ و محترم شمرده شود.
2- سست شدن بنيان خانواده و تاثيرات روحي، رواني و جسمي منفي اين مسئله بر زنان و كودكان خانواده كه تاثير مستقيمي با آينده فرزندان و در نتيجه آينده كشور خواهد داشت.
3- داشتن نگاهي صرفا اقتصادي و منبع رفع نيازهاي مادي به مرد است كه زني را قادر مي سازد نسبت به ازدواج مجدد همسرش رضايت دهد.
4- بي اهميت بودن روابط عاطفي عميق بين زن و شوهر كه مي تواند آنها و خانواده آنها را سالهاي طولاني با گرمي زير يك سقف حفظ كند.
5- و....
در نهايت بايد گفت زنان ايراني آنقدر آزاده هستند كه اهانت به شخصيت انساني خود را تاب نياورند و هيچ گاه نمي توان از آنها انتظار انفعال و خاموشي در برابر ظلم را داشت چنانكه در عرصه هاي مختلف در طول تاريخ شجاعت و غيرت خود را ثابت كرده اند.
نظرات بینندگان:
خانم محترم!
ممکنه درباره ظلم به زنان بیوه و مطلقه هم کمی قلمفرسایی نمایید؟؟؟
چرا همه شماها مساله رو از زاویه یک زن شوهردار نگاه میکنید و دیگر زنان برایتان با حیوانات وحشی برابرند؟
چرا زنانی که شوهر ندارند یا از دست داده اند هیچ ارزشی برای شماها ندارند؟
به خداوندی خدا قسم تاوان این وضعیتی که با این نگاهتان برای ما ها درست کرده اید را خواهید داد

یک بیوه
هر چقدر هم دلتان میخواهد، قلم فرسایی کنید، حکم خدا عوض شدنی نیست
هر چقدر دلتان میخواهد آسمون ریسمون کنید و افاضات پراکنی کنید، حکم همان حکم خداست.

راستی شما آقایون مدیر سایت، تا حالا شده یکبار هم برید یک گفتگوی خبری با با مراجع تقلید ترتیب بدید؟
یا شما هم برای درمان دردتان به بقالی مراجعه میکنید؟؟؟!!!
مسئله مذموم بودن چند همسری این روزها آنقدر بدیهی به نظر می رسد که شخصا نمی توانم منطق طرفداران آن را درک کنم.
به نظر می رسد که دولت و مجلس و حتی ...از مردم عقب مانده اند.
به نقل از عروس امام آمده :زمانی که امام شاگرد یک روحانی بودند و شنیدند آن اقا ازدواج مجدد کرده است نزدشان رفته و از او که استادشان بود علت این کار را پرسیدند .آن روحانی جواب داده بود که این قضیه به شما ربطی دارد .می گویند امام بلند شده خانه آن استاد را ترک کردند و دیگر به خانه او نرفتند چون از نظر امام او هیچ دلیلی برای ازدواج مجدد خود نداشت

بر داشت هایی از سیره امام به نقل از ویژه نامه روزنامه اطلاعات 14/3/69


مرحوم علامه طبا طبایی در تفسیر المیزان نیز به نطر جالب توجهی می دهد و می گوید :اگر حکومت اسلامی وجود داشته باشد می تواند مردم را از این ستم هایی که به اسم تعدد زوجات روا می دارند منع کند بدون اینکه حکم الهی مبنی بر مباح بودن تعدد زوجات را تغییر دهد .در واقع تصمیم حکومت یک تصمیم اجرایی عمومی است که برای مصلحت عموم مردم اتخاذ می شود مثل موردی که مثل موردی که کسی شخصا تصمصم به ترک تعدد زوجات می گیرد واین تصمیم به منظور تغییرحکم الهی و مخالفت با آن نیست بلکه بخاطر مصلحت شخصی است .

تفسیر المیزان ج4 ص 207
(توضيح: نوشته فوق به هيچ عنوان در صدد بيان حكم نبوده و تنها طرح مسئله اي است براي آنان كه اهل انديشه و تفكرند.) اين توضيح از متن حذف شده ، بهتر ديدم آن را دوباره طرح كنم. از نظرات خوانندگان عزيز استفاده خواهم كرد. نويسنده(صبا)
نویسنده محترم مطلب خیلی خوبی نوشته اند که امروزه حرف دل بسیاری از زنان است. شهید مطهری در کتاب نظام زن در اسلام می نویسد که به واقع آنگاه مسأله زن دوم بدون مشکل انجام شدنی است که خود زن اول به رضایت و پیشنهاد خود چنین کاری انجام دهد. در غیر اینصورت نفعی در آن نیست.
بسیاری از برزگان دینی روشنفکر ما حتی با وجود دوری از خانواده و انواع فرصه هایی که برایشان فراهم بود به ازدواج مجدد نیندیشیده اند.
و این مساله جای تأمل دارد زیرا اگر چیز خوبی بود نخست آنها باید اقدام می کردند.
نظرات آقایان کارشناس و اسلام شناس و اسلام دوست و اون خانوم بیوه تهوع آوره.
ما داریم به کجا میریم؟
واقعا نویسنده و محقق فوق چقدر کوته فکر بوده است. آمده است بخشی از نوشته ی دیگران را در متن خودش آورده و در آخرش هم 4 تا علامت تعجب گذاشته بعد آمده گفته
"قضاوت بر عهده خواننگان محترم"
این مسخره نیست؟!
بعد در آخر نوشته ی خود بدون ارائه ی حتی یک سند محکم و قوی امده است افکار پریشان خود را به نام اسلام جا زده و ازدواج موقت را بد شمرده.
در جواب نویسنده ی فوق :
1- بر فرض بیاییم نسخه ی ازدواج موقت را غیرقانونی بدانیم آنگاه این مشکلات از سر زن ها برداشته می شود و مرد ها و زن ها عاشقانه و خالصانه و رویایی زندگی خواهند کرد؟ یا مشکلات فرهنگی اجتماعی همچنان گریبان ما را خواهد گرفت ؟ آیا مشکل غرب حل شده است یا غرب الآن بهشت است ؟ غرب کنونی با همه ی ابّهتش باغچه ی کنار خیابان هم نیست چه برسد به بهشت ، که شما آن را برای ما و ملت ما تجویز می کنید.
2- چند همسری اگرچه دارای مشکلاتی است ولی بهتر از این است که زن ها و دختران بالغ مجرد امروز ما (که خیلی زیاد اند) برای ارضای نیاز های روحی عاطفی و جنسی خود ، در محیط کار یا در سر راه جلوی پسران را بگیرند و خود و طیف مقابلشان را به گناه بکشانند. شخصا تا دلتان بخواهد از این نمونه ها مشاهده کرده ام که طرف می خواهد من دوست پسرش شوم. چه جوابی دارید؟ راه حلتان چیست؟
3- ازدواج مجدد می تو.اند منجر به تشکیل خانواده ی جدید شود و زیبا باشد و می تواند جهنمی را برای فرزندان یکی از زن ها (یا چند زن) بیآفریند. ولی واقعیتا الآن بسیاری از زندگی های 1 همسره ( و نه چند همسره) خراب است. لذا مشکل اینجا نیست و راه حلش این نیست. پس راه حل چیست؟
4- من نمی دانم چرا عناصر کوته فکری همچون نویسنده ی فوق آمده اند در مورد این موضوعات اجتماعی قابل اهمیت این چنین در سایت معتبری همچون آینده نیوز فرصت ابراز اندیشه می یابند. این دوستان باید بروند اول با دو سه نفر منتقد صحبت و بحث کنند بعد بیایند قلم بردارند نظرشان را عمومی کنند.
5- مشکل ما نه با طرح امنیت اجتماعی حل می شود نه با تعدد روزنامه نه با این الگوهای غربی. هدف هستی را رها کرده ای چسبیده ای به خلآ(نیستی). مشکل مردم ما این است که راه زندگی اسلامی را بلد نیستند. الگو ندارند. پاسخگوی صحیح به سوالاتشان را ندارند. عارف و آشنا به دنیا و آخرت نمی شناسند. سرشان را با فوتبال و ماهواره و وب و موبایل و بازی های مجازی و مد سرگرم کرده ایم در خریت خودشان نگه داشته ایم تا حکومت کنند (منظور حکومت مسئولان نظام است).
6- تجربه چند ساله «اصلاحات» نشان داده است که هرچقدر ما به زنان آزادی و اختیار بدهیم جامعه به فساد اخلاقی کشیده می شود. زن فطرتا ، اهل عطوفت است. جایگاهش محیط کار و تلاش و دوندگی نیست. ساختار جسمی زن چنین است : نرم و لطیف ؛ همانند روحیه اش. ولی مرد سخت است و محکم. اجرای الگوهای غربی در جامعه و اهدای اختیارات بیش از عرف اسلامی به زن همچون ارثیه مساوی ، دادن مهریه ، شرایط کاری مناسب و ... همه و همه به یکباره آتشی بپا خواهد کرد که دامن تمام زن ها را خواهد گرفت. می ترسم دوباره روزی بیاید که مرد ها زن هایشان را مثل دوران جاهلیت در گور کنند از بس که از خطوط قرمز خود فراترشان برده ایم.
خوشحال می شوم جواب نویسنده ی این سطور را در وبلاگم شاهد باشم :
www.Hashemi.javanblog.com
از این که برادر فواد و عمار و آینده و گذشته و .... به فکر زنهای اصلا غیر احساساتی و کاملا دین مدار هستند کمال تشکر را دارم. لطفا تا می توانید دهان مردان را سرویس فرموده مرهمی بر زخم کهنه زنان مظلومه از حوا تا صبا و زینب سلحشور و سمانه شریعتی و خواهر کلینتون و نانسی پلوسی و ...باشید.
یک مرد شدیدا بوالهوس.
اقا یا خانمهاشمی واقعا چطور خود را ذر این بحث صاحب نظر می دانید با توجه به خود خواهی و کوته بینی عمیقی که در نوشته شما هویداست شما باید مرد باشید از ان دسته که فکر می کنند خداوند عالم را برای ارضای نیازهای بعضا جنسی انها افریدهخدا را شکر نسل چنین مردانی رو به انقراض است فقط احتیاج به فرهنگ سازی بیشتر داردبه امید ان روز
در پاسخ به آقايي كه زنان را احساساتي معرفي كرده اند ولي خود با احساسات برانگيخته دست به قلم برده اند، من كه در متن فوق ارائه الگويي نديدم كه شما گفتيد الگوي غربي تجويز شده . در مورد اينكه دختران زيادي مي خواسته اند با شما دوست شوند بايد در نظر داشت كه نحوه برخورد ما به سايرين معمولا تعيين كننده نوع رفتار آنها با ماست. هر كس چه زن چه مرد چه دختر و چه پسر اگر به شئون اسلامي پايند نباشد ممكن است از خط قرمزها هم عبور كند ولي اگر در چارچوب ضوابط اسلامي در محيط اجتماعي رفتاري متين و موقر داشته باشيم سايرين نيز با ما چنين برخوردي خواهند داشت. من به شخصه معتقدم اسلام الگويي منطقي و عادلانه ارائه كرده است به شرط اينكه آنرا درست درك كنيم. الگويي كه مي تواند بسياري از مشكلات ما را حل كند. در اينكه در جامعه بحران وجود دارد شكي نيست ولي آيا منطقي است كه با رواج ازدواج مجدد به بحرانها دامن زد؟؟ در اسلام ازدواج موقت و ازدواج مجدد وجود دارد ولي بايد به شرايط ذكر شده در آنها و شرايط اجتماعي عميقا توجه داشت. و دلايلي مثل وجود زنان بيوه و ... نمي تواند دليل مناسبي براي ترويج و همگاني كردن آن محسوب شود. اگر زنان بيوه هستند مرداني هم كه زنان خود را از دست داده اند نيز وجود دارندو.... من به عنوان يك زن اگر روزيدر آن شرايط باشم هيچ گاه حاضر نخواهم بود زندگي مجدد خود را بر ويرانه زندگي شخص ديگري بنا كنم.
در پاسخ به عزيزاني كه از چندهمسري دفاع كرده اند بايد گفت اولا" چند همسري با بهداشت رواني و فيزيكي در تضاد است و لذا آنچه با بهداشت منافات دارد نبايد تبليغ شود. از طرف ديگر براساس آمار بيان شده توسط مركز آمار ايران (در سرشماري اخير) تعداد مردان دوزنه 1/0 درصد جمعيت كشورماست (براساس تفاوت بين زنان متاهل و مردان متاهل) يعني اين مسئله، حتي، مسئله روز مردان نيز به حساب نمي آيد، پس پرداختن به آنچه براي اكثريت مردم اهميت چنداني ندارد، چيزي جز حماقت نيست. از طرف ديگر من به شخصه با اينكه متعلق به استاني هستم كه تعداد مردان دو زنه در آن نسبت به ديگر استانها اندكي بيشتر است، در هيچ يك از اين خانواده ها خوشبختي را نديده ام. بدين معنا كه ازدواج مجدد شايد تا مدتي براي مرد جذاب باشد ولي در اندك زمان، گرفتاري، ناراحتي و دوري از خوشبختي را براي او و همسران و فرزندانش به ارمغان خواهد آورد، مگر همسر اول شخصا" با رضايت قبلي و آن هم به دليل مشكلاتي كه دارد خواهان ازدواج مجدد همسرش باشد كه دراين خصوص فقط با يك مورد مواجه بوده ام كه در واقع در اين ازدواج زن اول تقريبا" قيد همسرش را از لحاظ عاطفي زده بود و صرفا" از بعد مالي روي او حساب مي كرد. همچنين لازم به يادآوري است آنچه تاكنون قويا" به اثبات رسيده اين است كه تاثير عرف، تاثير بسيار عميقي است كه نمي توان آن را به راحتي تغييير داد. ازدواج مجدد هم از آن نوع مواردي است كه هرچند مباح است ولي همگام با رشد فكري بشر و به دليل ضربه هاي روحي وارد كننده برخانوده و زن و گرفتن اعتماد به نفس از او هيچگاه مورد استقبال چندان قرار نگرفته تا آنجا كه حتي در بسياري از كشورهاي اسلامي چه از نظر فرهنگي چه از نظر قوانين از ترويج آن ممانعت به عمل مي آيد (مانند تركيه، اندونزي، آذربايجان، ازبكستان، قزاقستان، تركمنستان، مراكش، تونس، سوريه و بسياري كشورهاي ديگر) حتي در عربستان (غير از شهرهاي مذهبي) اين موضوع ترويج نمي شود، باشخصه خودم بسياري از فيلم ها و سريالهاي عربستاني را مشاهده كرده ام كه درآن ازدواج مجدد منفي جلوه داده شده چه رسد به ايران با اين فرهنگ غني و مردمان فرهيخته. واقعا" جاي تاسف دارد كه بعضي مردان از اين موضوع دفاع مي كنند، موضوعي كه حقيقتا" خوشبختي واقعي را براي آنان به همراه نخواهد آورد. درخصوص مشكلات زنان بيوه و مطلقه نيز بايد گفت به ميزان وجود دختران مجرد مسن و زنان بيوه، مردان زن طلاق داده و همسر مرده فراواني وجود دارد. تا آنجا كه گفته مي شود به دليل عدم رغبت زنان همسر مرده به ازدواج مجدد غالبا" مردان ميانسان و كهنسان بي همسر درخصوص يافتن همسر مناسب با مشكل مواجه هستند.
1.آن آقایی که روزانه زنان زیتدی ازشان آویزان میشوند بروند اخلاق خود را درست کنند.
2.دولت اصلاحات نزدیکترین تفکر را به امام داشت.آقای هاشمی یقیقا از کسانی هستند که نگذاشتند پخش تفسیر سوره حمد امام از تلویزیون ادامه یابد و گفتند کفر است و یا ظرفی که حاج آقا مصطفی از آن آب میخوردند را آبکشی میکردند و امام قبل از فوتشان گفتند تمام نگرانی ام از این مقدس نمایان احمث است.
3.هیچ چیز بهتر از نظر خود زنان نمیتواند بگوید ازدواج مجدد با فطرتشان سازگار است یا نه.
4.پیامبر در دوران جضرت خدیجه و امام علی در دوران حضرت فاطمه تک همسری بودند.خدا برای آدم یک همسر آفرید و در سخت ترین شرایط به زکریا نگفت یک زن دیگر اختیار کن.بعبارن دیگر اگر زن و شوهر با هم برابر باشند(یعنی همراه و شریک زندگی باشند)چند همسری درست نیست.اگر زن صرفا برای داشتن سرپرست و مرد برای اینکه با کسی زندگی کند و کسیرا سرپرستی کند ویا نیازهای جنسی اش را برآورده کند در این صورت است که شاید بتوانیم ازدواج مجدد را صحیح بدانیم.(البته با رضایت رن اول)
4.آنهاییکه دلشان شور زنهای بی سرپرست را میزند بیایند از اول بقصد چند همسری ازدواج کنند.نه اینکه روز خواستگاری بگوید شریگ زندگی میخواهم تا غم و شادیهایم را با او تقسیم کنم و بعد از مدتی که خسته شد برای تنوع یکی دیگر را بگیرد.یا اینکه روز خواستگاری بگوید ممکن است در آینده اگر شلوارم دوتا شد ازدواج مجدد کنم.
5.باید قانون اینطور اصلاح شود که در عقد شرط لازم برای برقراری صیغه عقد دایم یا موقت مرد با یک زن دیگر رضایت زن اول است.
6.اصولا دولت نباید لایحه هایی را که قوه قضاییه میفرستد تغییر دهد.این از الطاف دولت مهرورزی(؟!!)است که این بندهای جنجال برانگیز را اضافه کرده اند!!!
7.روزی رهبر معظم انقلاب به یکی از دوستانشان میگویند شما همه چیزت خوب است جز اینکه دو زنه هستی.
8.این آقای هاشمی اگر دامادشان یا شوهر خواهرشان دو زنه شود چه میکنند؟با آغوش باز پذیرا میشوند؟؟؟؟
به تمام عزیزانی که نظر و خود این حقیر را لایق انواع و اقسام تهمت ها دانستند صمیمانه تشکر و قدردانی می کنم. بنده خودم را انسانی خالی از اشتباه نمی دانم و از آینده ی خودم نیز مصون نیستم. هم اکنون نیز مجرد ام و فکر نمی کنم بتوانم همان یک زن را هم بگیرم چه برسد n>1 ؟؟! n همان تعداد زن هاست!!
در جواب تمام نظر ها به 3 جمله بسنده می کنم :
1- اهل سنت در حال ازدیداد جمعیت و برهم زدن معادلات فرهنگی سیاسی کشور است. بروید ببنید که هر مردشان چند تا زن و چند تا بچه دارند؟ بعد با وضعیت ازدواج بچه شیعه ها مقایسه کنید. حالا بگویید من برادر «جاسم» ام یا ... ؟ وضعیت سیاسی فرهنگی اقتصادی آینده کشور را از هم اکنون پیش بینی کنید!
2- چرا کسی ، مردان و زنان هنرپیشه هالیودی (حال بردی)!! را بوالهوس نمی خواند ؟ چرا زنان مانتویی را که به راحتی می توان باسن و سینه های برجسته شان که جزئی از اندام جنسی شان است و در خیابان ها پر اند و مشهود ، کسی بوالهوس نمی خواند؟ چرا کسی که دوست پسر دارد دوست دختر دارد بوالهوس نیست . چرا کسی که زنا و هم جنسی بازی(لواط و مساحقه) می کند از نظر اساتید اصلاح طلب بوالهوس نیست؟ چرا فقط کسانی بوالهوس اند که چند زن را رسما به عقد خود در می آورند ؟
3- مخالفت با احکام اسلام موجب گمراهی خودتان است. و الا مومنین این حرف ها را قابل اهمیت نمی دانند.

خدایا ما را یه راه راست هدایت کن و تقوای الهی ات را نصیب ما کن و ما را از خسران زدگان قرار مده.
خطاب به آن آقا:چه ربطی دارد؟مگر وقتی میگوییم عمرو بد است یعنی زید خوب است؟چرا مسایل را با هم قاطی میکنید؟اصلا بحث چیز دیگری است.یک بحث در مورد حجاب بگذارید آنوقت این مسایل را آنجا مورد بحث قرار میدهیم.
در مورد جمعیت اهل سنت نیز باید بگویم همین الآن کشور دارد از زیادی جمعیت منفجر میشود.کیفیت خیلی بیشتر از کمیت اهمیت دارد.وقتی خیلی بچه داشته باشی طبعا نمیتوانی برایشان خیلی وقت بگذاری.چه برسد به اینکه یک زن دیگر هم داشته باشی و بهمین علت (حداقل)نیمی از اوقات خانه نباشی.(من دیده ام که میگویم)کسی که بیش از یک زن میگیرد بیش از همه به بچه هایش ظلم میکند.اگر دو زن در یک خانه زندگی کنند باز هم مسایل خودش را دارد.مخصوصا برای بچه ها(این مورد را هم دیده ام که میگویم)
به شما اکیدا توصیه میکنم روز خواستگاری طرز فکرتان را به عروس خانم بگویید.
این حرفها مخالفت با احکام اسلام نیست.بلکه مخالفت با تحجر است.این حرف من نیست.علامه طباطبایی هم میگویند نظام اسلامی به اقتضای زمان میتواند در این مورد تجدید نظر کند.
ضمنا،اگر باعث رنجش شما شده ام صمیمانه عذر میخواهم.یقین دارم شما این حرفها را از روی علاقه به دین میزنید.من هم قبلا تفکراتم به شما شباهت داشت.اما وقتی تعصب را کنار گذاشتم علیرغم میلم به این طرز فکر رسیدم.
ما نمیگوییم چند همسری حتما باید حذف شود،بلکه بیایند یک فکری برایش بکنند تا اینطور بنیان خانواده سست نشود.واقعا این مساله با فرهنگ ما سازگار نیست،و اصلا فرهنگ مطلوب و طبیعت بشر همین است.و بهمین دلیل خداوند یک حوا برای آدم آفرید.این خیلی بد است که مردی بدون اطلاع و رضایت زنش همسر دیگری اختیار کند.شاید بگویید غیر از این فساد میشود.اما اینطور که بدتر است.هم بنیان خانواده سست میشود هم به بچه ها ظلم میشود و هم به جمعیت مردان بدون زن(که همین الآن جمعیت مردان بیش از زنان است.)
اکثر مردانی که چند زنه میشوند فقط به این دلیل این کار را میکنند که میتوانند.چرا ما باید اکثریت را فدای اقلیت کنیم؟آنهایی که اهل فساد باشند همین حالا هم دنبالش هستند.اگر مردی دید یک زن برایش کافی نیست و بقول شما نگران ایمانش است با زنش مشورت کند و بگوید میخواهد ازدواج کند.زن نیز میتواند تصمیم بگیر که بماند(و غالبا بخاطر بچه ها این ذلت را تحمل کند)یا برود...حتی این قدر حق انتخاب برایش قایل نیستید؟
ضمنا،اگر باعث رنجش شما شده ام صمیمانه عذر میخواهم.یقین دارم شما این حرفها را از روی علاقه به دین میزنید.من هم قبلا تفکراتم تا حدودی به شما شباهت داشت.اما وقتی تعصب را کنار گذاشتم علیرغم میلم به این طرز فکر رسیدم.
ما نمیگوییم چند همسری حتما باید حذف شود،بلکه بیایند یک فکری برایش بکنند تا اینطور بنیان خانواده سست نشود.واقعا این مساله با فرهنگ ما سازگار نیست،و اصلا فرهنگ مطلوب و طبیعت بشر همین است.و بهمین دلیل خداوند یک حوا برای آدم آفرید.این خیلی بد است که مردی بدون اطلاع و رضایت زنش همسر دیگری اختیار کند.شاید بگویید غیر از این فساد میشود.اما اینطور که بدتر است.هم بنیان خانواده سست میشود هم به بچه ها ظلم میشود و هم به جمعیت مردان بدون زن(که همین الآن جمعیت مردان بیش از زنان است.)
اکثر مردانی که چند زنه میشوند فقط به این دلیل این کار را میکنند که میتوانند.چرا ما باید اکثریت را فدای اقلیت کنیم؟آنهایی که اهل فساد باشند همین حالا هم دنبالش هستند.اگر مردی دید یک زن برایش کافی نیست و بقول شما نگران ایمانش است با زنش مشورت کند و بگوید میخواهد ازدواج کند.زن نیز میتواند تصمیم بگیر که بماند(و غالبا بخاطر بچه ها این ذلت را تحمل کند)یا برود...حتی این قدر حق انتخاب برایش قایل نیستید؟
واقعاً مي خوام از همه كه به تمام نوشته ها توجه كنند هم نظرات موافق هم نظرات مخالف . منطقي باشيد انسانيت را با انسانيت بشناسيد فراي قيو بند هاي ذهني و ديني . آخه كاهي يادمون ميره ما آدم هستيم بابا اصلا درست يا غلط كي ميتونه نظر قطعي بده ولي اينكه اين داستان براي جامعه مضر حرفي نيست واقعا مسايل روحي در بر داره باعث عقدههاي رواني مي شه الأن هيج دليلي جز زياده خواهي جنسي بشت اين داستان نيست خودمونو كول نزنيم با خدامون صادق باشيم البته نه اون خدايي كي به قوا شماها اينارو مي خواد نه . مكه ما حيوانيم خب بكيد به نظرية تكامل معتقديد بكيد ما همه ميمون بوديم بعد أدم شديم بعد جند همسري كاملا بذيرفتست ديكه دين و خدا بيغمبر نمي خواد اكرم ما آدم هستيم با عقل به اين داستان نكاه كنيد عقل هيج كس هم 100% درست نيست هيج كس هيج بشري. بازم بر مي كرده به صلاح شخصي كه اين كند ها رو به بار مياره .
فقط با خودتون صادق باشيد .
بنده حقوق اسلامي خوندم ولي هيج وقت اين داستان برام توجيه نشد اين قصه ها احاديث و... من همه را تا اخرش رفتم بر كشتم ولي هيج توجيهي بشتش نيست از اين بحثها كار بجايي نمرسه اون كه بخوا اين كارو بكنه ميكنه ولي تو ايني كه قانون كذار محترم براي جلوكيري از خيل مشكلات كنه حداقل براي نسل بدبخت اينده به ما كه نرسيد ولي باور كنيد من الان دارم تو يه سرزمين عرب كه اسم نمي برم هستم نسل بسيار احمقي هستند بدون اغراق و براي قانون و فرهنكي كه اينها رو به اين روز انداخته متاسفم .
عجیب است که آینده نیوز چرا در کنار عنوان مقاله در صفحه اول تارنما ، عکس یک زن چادری را زده. آنهایی که در اجتماع هستند و مردم را می بینند بیشتر به این قضیه واقف اند که زنان مانتویی بیشتر به ازدواج مجدد علاقه مند اند تا زنان چادری
يک زن بيوه براي اينکه مشکل اش حل شه بايد يک خانواده چند نفري نابود شن؟ کجاي اين منطق درسته؟
ثانيا مگه مرداي چند زنه الزاماً ميرن زن بيوه ميگيرن؟ چند درصد رو شما ديديد؟
اگر هم اين قضيه دقيقاً همين باشه پس به نفع زن هاست نه مردا، پس چرا زنها مخالفند و مردا به زور ميخوان از زنا حمايت کنند؟ قبول نداريد اين دليل واسه مردا فقط بهانست؟؟؟
جداً دلم ميخواد يه مرد برداره بدون مصلحت انديشي واسه زنا بگه دليل چند زني چي ميتونه باشه.
در مورد اینکه زن توی عکس چادریه،اتفاقا من فکر میکنم عکس میخواد بگه زنای اول(نه دوم)چادرین.متاسفانه یه چیزی که دارن جا میندازن و تلویزیون نقش مهمی توی اون داره اینه که هرچی بدبخت و فلک زده هس چادریه!
با سلام
مبحث چند همسري در جامعه شناسي بسيار جاي تامل و بحث دارد ولي نكته اي كه مي توان از كليه اين مباحث با در نظر گرفتن شرايط تاريخي و فرهنگي در ايران به آن پي برد يك نكته ظريف است كه شايد بتوان ان را تنها دليل اصلي همه اعتراضات به چند زني در ايران دانست و اين نكته آن است كه جو حاكم در روابط بين فردي در ايران جوي مبتني بر لذت هاي جنسي است.از دلايل عمده براي اين سخنم مي توانيم به تعداد طلاق هاي ناشي از نا تواني جنسي يكي از دو طرف اشاره كنيم . بساري از ازدواج هاي منجر به اين طلاق ها نه با نگرشي صحيح در مورد ازدواج بلكه بر پايه تنها كامجويي استوار بوده است.
نكته ديگر اين كه جداي از مباحث قانوني كه به راحتي و بدون جنجال و در فضايي كاملا علمي و منطقي با در نظر گرفتن همه شرايط قابل برنامه ريزي و حل است زندگي دوم اكثر ما ايرانيان يعني آن چيزي كه در ذهن مي پروريم بدون شك با آن چيزي كه هستيم تفاوت هاي اساسي دارد كه يكي از اين تفاوت ها در مورد مسايل جنسي است و اين موضوع مسئله است كه هركس بايد در خود بنگرد و ببيند من راست ميگويم يا دروغ. ايرانيها آن چيزي نيستند كه نشان مي دهند.
مطلب آخر اين كه ما عامل فرهنگ را در اين مقوله نادبده مي گيريم و مي خواهيم براي آن قانون وضع كنيم كه اين قانون يقينا ره به جايي نمي برد چرا چون در اينجا فرهنگ با قدرت بدون همتاي خود مي تواند در مقابل حكمي ديني ايستادگي كرده آ» را به عقب براند و حتي منجر به حذف آن گردد پس اگر مي خواهيد در اين مورد بنويسيد و يا بگوييد شما را به خدا اول تحقيق كنيد احساسات در مورد مسائل اجتماعي هيچ محلي از اعراب ندارد ممنون
اون آقايي که فکر ميکنه وجود زنان رو به خاطر عاطفي بودن بايد از جامعه حذف کرد، تنهابه اين دليل که عاطفي بودن باعث تصميمگيري غلط مردها ميشه خيلي خلاصه عرض ميکنم که چطور بايد وجود مردها رو از جامعه حذف کرد که هرکجا ميري از دست شهوتشون در امان نيستي. تنها به خاطر شهوت غيرقابل کنترل آقايون همه جا براي خانمها ناامنه: خيابون محل کار دانشگاه حتي دادگاه و کلانتري. کم نيستند قاضي هاي محترمي که زنان شاکي يا متهم رو مجبور به فساد ميکنند تا حکمي به نفع اونها بدند.
شهوت کثيف‌تره يا احساسات؟
مطالب مرتبط
فرجام چندزنی، آمریکاست نه‌عربستا
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 7:55  توسط صبا  |