خانم ها خانم ها ............... چقدر برای زندگی تان برنامه ریزی می کنید؟
روش زندگی ما نیز بعدی دیگر از ابعاد شخصیتی ماست که ممکن است بر اساس روش زندگی والدینمان تنظیم شود یا اینکه پیروی از یک دین آسمانی، مبنای آن باشد یا بر اساس اطلاعاتی که از دانش بشری اخذ کرده ایم، بنا شده باشد. همچنین هر کدام از ما در کشوری با فرهنگی ویژه زندگی می کنیم .همین امر دسته ای دیگر از وظایف را بر دوش ما می گذارد که انجام درست آنها بعدی دیگر از ابعاد شخصیت ما را شکوفا می کند.
همه ی ابعاد وجودی ما نیاز به رشد و تعالی دارند و این زمانی میسر است که بتوانیم بین آن ها هماهنگی لازم را برقرار کنیم.برای ایجاد این هماهنگی ، نیازمند برنامه هستیم. مسلما هیچ کس به اندازه ی خود ما از توانایی ها و علائق و موانعی که در زندگی مان وجود دارد باخبر نیست. پس بر ماست که ضمن استفاده از نظرات و تجربیات اطرافیانمان و مربیان و دانشمندان، شخصا اقدام به تدوین این برنامه نماییم و در اصلاح و تکمیل آن بکوشیم.
یکی دو ماه آخر سال فرصت خوبیست تا برنامه ی سال آینده ، تکمیل شده و امکان یک حرکت هماهنگ و سازنده را برایمان فراهم کند. هماهنگی حاصله از یک برنامه ی منطقی و جامع ، این امکان را به ما می دهد که درکنار موفقیت در اجرای نقش های اجتماعیمان، سلامتی جسم و نشاط روحیمان را حفظ کرده و آنچنان زندگی کنیم که می خواهیم و می توانیم.
درست است که این برنامه کاملا شخصی بوده بستگی به ویژگی های فردی واجتماعی ما دارد،اما می توان طرحی کلی ارائه نمود که نشان دهد یک انسان، جدا از سن و جنس و ملیت و مسئولیت هایش ، چه باید بکند تا رشد ابعاد گوناگون شخصیتیش در کنار هم و به طور هماهنگ میسر گردد.
توضیح :
"رفتار نیک یا عمل صالح" نتیجه ی نهایی افکار و گفتار ماست. به همین دلیل است که آن را مرکز طرحمان قرار داده ایم. اما عملکرد ما براساس مسئولیت هایمان تقسیم بندی شده است. یک انسان موجودی مختار است و این اختیار ،مسئولیت هایی را به دنبال می آورد.
· من در قبال آفریدگارم مسئولیتی دارم و آن اینکه شکر گذار نعمت هایش باشم و هر نعمتی را درست و به جا مورد استفاده قرار دهم.
· همچنین در برابر حکومتی که اداره ی امور اجتماعی کشورم را در دست دارد مسئولیتی دارم و آن اینکه با اجرای قوانین، نقشم را در ایجاد نظم عمومی جامعه ایفا نموده و از آن بهره مند شوم. اما اگر حکومتی ادعای اداره ی اجتماعم را دارد که از موقعیت خویش نه برای این امر که برای منافع شخصی افراد خاصی بهره می برد ، وظیفه ی من ، تلاش برای سپردن اداره ی امور کشور به افراد ذیصلاح است .
· مسئولیت دیگری که دارم، عملکرد من در قبال همسرم می باشد که مبنای آن بر مهربانی و همفکریست.
· من در قبال جسم و روان خویش نیز مسئولیت هایی دارم . من مسئول حفظ سلامتی خویشم و در کنار آن موظفم با توسعه ی شخصیتم ، رشد و تعالی روحم را نیز میسر گردانم.
· بخشی دیگر از مسئولیت ما را آنچه که درقبال کودکان انجام می دهیم، تشکیل می دهد . ما به عنوان انسان های بالغ و عاقل موظفیم شرایطی را برای رشد و سلامتی ایشان فراهم کنیم. ما در قبال همه ی انسان ها مسئولیت هایی داریم که مسلما بیش از همه خود از انجام به جای آن بهره مند خواهیم شد.
· انسانها در ارتباط با من به دو دسته قابل تقسیمند . یا همنوع ما هستند که ما موظفیم با آنها به نیکی رفتار کنیم و یا این که با ما همدل و همراهند و می توانند دوستان مورد اعتماد ما باشند.
نکات مهم:
· شاید معمول این باشد که ما در هر امری ، از وظایف خودمان درقبال دیگران و در مقابل، از وظایف آن ها در مورد خودمان سخن بگوییم. اما در این طرح ، آنچه که مطرح شده تنها آن چیزیست که ما در قبال دیگران موظف به انجام آنیم. شاید سئوال شود که دیگران چه؟ اگر ما اینچنین باشیم و آنها نه، کلاه سرمان می رود. در پاسخ توجه شما را به این نکته ی مهم جلب می کنم که این برنامه تنها برای آنها مورد استفاده است که مطمئنند اگر نیک فکر و نیک گفتار و نیک رفتار باشند ، از سوی پروردگارشان حمایت شده و به سعادت جاودان نائل خواهند شد. این برنامه برای کسی که فکر می کند "باید در برابر هر ستمی، ستمی روا دارد چنانکه طرف دیگر نتواند از جایش برخیزد"، قابل استفاده نیست.
· این برنامه ریزی می تواند ما را به خوشبختی و نشاطی عمیق برساند اما شرط دارد.باید صادقانه با خود بیندیشیم و هدفمان را از اجرای این برنامه مشخص کنیم. اگر انتظار داریم که انجام این برنامه عاملی باشد تا مورد تحسین و قدردانی توسط دیگران واقع شویم ،حاصل یأس و پشیمانی و به دنبال آن کنار گذاشتن برنامه خواهد بود. چه بسا که هر دسته از افراد این طرح به مخالفت با ما برخیزند که چرا تمام نیرو و وقت خویش را به کار نمی بریم تا منافع ایشان را تأمین کنیم. در صورتی می توانیم از اجرای این برنامه ،نتیجه بگیریم که عامل مشوق ما نه تحسین و رضایت انسان ها که رضایت حق باشد.همچنین اگر با این هدف به برنامه ریزی و اجرای آن می پردازیم که مشکلات زندگی از پیش پایمان برداشته شود و ما آسوده و راحت و بی دردسر روزگار بگذرانیم ، باید بگویم که بهترست از همین حالا برنامه و برنامه ریزی را کنار بگذاریم. اصلا ویژگی انسان چنین است که در نتیجه ی دست و پنجه نرم کردن با زندگی به رشد و تعالی و خوشبختی می رسد . عمیق ترین شادی ها وقتی فرا می رسند که ما تلخ ترین لحظات اندوه را تجربه کرده باشیم. فقط و فقط زمانی با برنامه ریزی و اجرای زیرکانه و مستمر آن به خوشبختی و نشاط نائل می شویم. که هدف ما از برنامه ریزی ، جلب رضایت حق باشد.
· آنچه را که مشاهده می فرمایید طرح کلی یک برنامه است. لازم است هر فردی بنا بر شرایط ویژه ی خویش و توانایی ها و علائقش ، برای هر قسمتی اعمال خاصی را درنظر گرفته و مشخص کند که در چه تاریخی شروع به انجام آن خواهد کرد و چه تاریخی خاتمه خواهد داد .همچنین می توانیم با تقسیم اعمال ویژه ی هر قسمت به صورت اهداف کوتاه مدت و میان مدت و دراز مدت ، پله پله عمل کرده، راهی مطمئن تر را برای اجرای اهدافمان انتخاب کنیم. در بخش های دیگر این مبحث می توان با راهکارهای مختلف برای تحقق این امر ، آشنا شد.
· بسیار مشتاقم که از نظرات شما در این رابطه، مطلع شوم.
خدایا چنان کن که پایان کار تو خوشنود باشی و ما رستگار
اصل طرح نیز اضافه خواهد شد..........