خانمها............. چقدر براي زندگي تان برنامه ريزي داريد؟(قسمت دوم)
ما پادشاه سرزمین وجود خویشیم. می توانیم با ندانم کاری و پیروی از خواست های آنی و زودگذر آن را به ویرانی بکشیم و همچنین می توانیم با هر فکر و گفته و عمل خویش ، گامی در راه توسعه و آبادانی آن برداریم.کدام را می پسندی؟
اما برای عمران و آبادانی سرزمین وجودمان نیاز به سیاست ها و برنامه ریزی هایی داریم که زیربنای آن را موضعگیری ما در برابر پروردگارمان تشکیل می دهد. بسته به این که چه راهی را برای زیستن انتخاب کرده ای ، موضع تو در برابر خداوند مشخص خواهد شد.
من یه عنوان یک مسلمان، اسلام( سالم زیستن) را انتخاب کرده ام و آن را برای کسب آرامش و توانایی های لازم برای یک زندگی شاد و سرشار از موفقیت ، مناســـب دیده ام. البته خوب می دانم که برداشت نابجا از دین هم می تواند سرمنشأ بسیاری از آشفتگی ها و پریشانی ها باشد . اما ازین بابت نگرانی به دل راه نمی دهم چرا که یقین دارم خداوند به وعده ی خویش عمل می کند و کسانی را که تنها از او کمک می خواهند هرگز گمراه و پریشان نمی گذارد.
ما در زندگي خود در برابر خداوند، خود و ديگران مسئوليم و بايد براي انجام درست اين وظايف و ضايع نشدن حق هيچ كدام نياز به دقت، برنامه ريزي و نظارت بر اعمال خود داريم. مي توان اين مسئوليت ها را بطور خلاصه چنين بيان كرد:
عمل صالح:
1- در برابر خداوند
2- خودم
3- همسرم
4- بچه ها
5- ديگران
6- حكومت
از بین ابعاد مختلف شخصیت و نقش های گوناگونی که داریم ، ابتدا وظایفمان را در برابر پروردگارمان در نظر گرفته و برای آن برنامه ریزی می کنیم. در این برنامه ریزی ، آنچه که باید همواره در نظر ما باشد آن است که:
ü تنها خدا را در زندگی مان جالب نفع و دفع کننده ی زیان بدانیم.
ü تنها خداوند است که قادر به تغییر زندگی ماست بنابراین فقط به او امید ببندیم از نافرمانی نسبت به او بهراسیم.
ü تنها در برابر خداوند سر تعظیم و تسلیم فرود آوریم.
ü برای انجام وظایفی که در برابر خداوند داریم ، تنها از او کمک بجوییم و او را به فریاد بخوانیم.
- عمل صالح در برابرخداوند: بندگي
1- حمد
2- تسبيح
3- استغفار
4- مراقبه
آنچه در ادامه خواهد آمد، برنامه ریزی من بر اساس مطالب فوق است تا بتوانم وظایفم را در برابر پروردگارم جامع عمل بپوشانم. تو در این مورد چطور عمــــل می کنی؟
- چه کنم؟
- برنامه ی کوتاه مدت:
- زمان: تا آخر سال 1387
- برنامه: تهیه، تصحیح و تعدیل یک برنامه ی جامع
هر دو هفته یک بار تصحیح وتکمیل برنامه توسط مربی یعنی انتهای نیمه ی دوم بهمن ارائه ی کل برنامه و انتهای نیمه ی اول اسفند به انجام رساندن تصحیحات لازم و در طی هفته ی سوم اسفند، گرفتن تأیید نهایی از ایشان ، ان شاء الله.
اختصاص یک ساعت از هر روز را به تهیه و اصلاح برنامه. ترجیحا سحر.
استمداد از پروردگا ر تا برنامه ای که تهیه می شود ضمن آنکه بهترین و مناسب ترین برنامه ی ممکن باشد ، جز برای خدا و در قالب شریعت او نباشد.
یادآوری مداوم این مطلب که تدوین این برنامه راهی برای حرکت در مسیر عبودیت است، بنابراین از پشتیبانی خداوند رحمان ورحیم که فعال بما یشاء است ، برخوردار بوده و ارزش آن را دارد که با تمام وجود بر آن متمرکز شده، نیروهایم را برای پیاده کردن آن سازماندهی کنم.
در این مرحله از برنامه ریزی، بعد از نماز آنچه در انجام اعمال روزانه ام دارای اولویت است ، تدوین و تکمیل و تصحیح این برنامه است.
- برنامه ی میان مدت:
- زمان: سال 1388
- برنامه: اجرا
قلبی:
حفظ هشیاری در طی شبانه روز
مراقبت بر اینکه روی دل به کجاست؟
انزجار از اعمالی که به تبعیت از شهوت انجام می شود و خارج ازحدود شرع است؛ همچنین اعمالی که راکد و تکراری و بی نتیجه است حتی اگر عرف باشد یا از من بخواهند که انجام دهم؛ و همچنین اعمالی که با عجله انجام می شود بدون اینکه بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدای آنها باشد و در انجام آن خداوند در نظرم باشد.
انزجار از ماندگاری شبهات در ذهن؛و وسوسه ی ناتوانی ، عدم پیشرفت، شکست، شک، تعجیل، ستم، بی تفاوتی ، بی توجهی، تکبر،ترس، تنهایی، بی پناهی، غرور، حسد ، حرص و بخل که از سوی شیطان القا می شود.
نشاط حاصل از پرورش ، حال شکر، حمد، تسبیح ، استغفار و مراقبه
مدیریت عشق ورزی در مواجهه با "آن حسن"(لحظاتی که در برابر زیبایی ، عقل از سرمان می پرد): نخست آنکه مقصد واقعی آن یادآوری شود دوم آنکه محدوده ی شریعت از یاد نرود.
حفظ ادب در برابر پروردگار
پشیمانی از اشتباهات ضمن امید به آمرزش گناهان
زبانی:
در مواجهه با آنچه که ظالمانه، بیهوده و پست است ،چه در فکر چه در قلب چه در عمل من و دیگران ، ذکرسبحان الله
در مواجهه با آنچه که ستودنیست، زیباست، مهربانانه است، بجاست و دوست داشتنیست چه در فکر چه در قلب و چه فعل خداوند باشد و چه از جانب من و یا دیگران به نظر برسد، ذکر الحمد لله
در مواجهه با آنچه که قلب مرا به خود مشغول می کند و در من امید و ترس ایجاد می کند ، چه از جانب خداوند باشد و چه از طرف خود من و یا دیگران به نظر برسد، ذکر لا اله الاّ الله
هر گاه احساس کنم به واسطه ی فکری یا عملی یا گفتاری قابل ستایشم و نسبت به دیگران برتری دارم،یا اینکه فکری، عملی یا گفته ای از دیگران مرا به خوف و رجاء کشانـــــــد، ذکر الله اکبر
در مواجهه با خاطراتی که دلالت بر نادانی ها و ستمکاری های من در حق خودم و دیگران و خداوند، دارند؛ و همچنین آنجا که خود را در چنگ وسوسه ی شیطان گرفتار می بینم و رهایی دشوارست، ذکر استغفرالله
هر گاه نگران شدم که مبادا اتفاقی بیفتد که مرا در مسیر حرکت به سوی خداوند متوقف کند ؛ ویا هنگامی که عملی از من سر زد که مایه ی تفاخر من شد: ذکر لا حول و لا قوة الا بالله
هر گاه خود را در چنگ شیطان یافتم یا حتی زمانی که احتمال دادم گرفتار وسوسه ی او خواهم شد ، ذکر اعوذ بالله شیطان رجیم
هر گاه امری واقع شد که به واسطه ی آن صفتی ازصفات خودم یا دیگران در نظرم بارز و مؤثر به نظر رسید، ذکر یکی از اسماء حسنی متناسب با آن
بدیهیست که اذکار فوق زمانی مؤثر بوده ما را در طریق کسب خوشبختی و نشاط راهنمایند که معانی آنها به طور کامل دانسته شده و تأثیرشان بر افکار و اعمال ما شناخته شود.
در عمل:
هر عملی از اعمالم را به احسان تبدیل کنم: با ذکر بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدای آن با زبان و با قلبم. و توجه به خداوند و اینکه طریق من د رزندگی طی مسیر عبودیت است در طی عمل، و یادآوری اینکه تنها و بی پناه نیستم در برخورد با گره های آن کار و اتمام کار با توکل بر خدا و استغفار از او به خاطر کاستی های آن وتوجه به اینکه مبادا آن عمل ستمی به احدی از بندگان خدا باشد.
از کسی یا چیزی جز خدا نترسم.( نترسیدن حتی از خدا هنر نیست . همانطور که برای ادامه ی حیات جسمانیمان نیاز به ترس های بموقع و عاقلانه داریم . حفظ حیات معنویمان نیز تنها در سایه ی ترس از نافرمانی خداوند میسر است)
همواره به خود یادآوری کنم که نهایت عشق من، متوجه خداوندست . پس درین مسیر گمراه نشوم و مقصد را از یاد نبرم.
هر عملی از اعمالم را از شائبه ی شرک خالی کنم و به خود یادآوری کنم که شرک بالاترین ستمیست که ممکن است انجام دهم.
از دوباره کاری و بیهوده کاری برحذر باشم. پیدا کردن راه های بهتر و حفظ هوشیاری در حین انجام هر عملی و در یک کلمه “حضور” مرا به بهترین عملکرد هدایت خواهد کرد.
در دعوت انسان های دیگر به سوی خداوند و ارائه ی برنامه ی او برای زندگی یک کشاورز باشم( صبور و خردمند)
با عجله که در من به شکل خصلتی مزاحم در آمده است مبارزه کنم و با آغاز هر عملی به خاطر آورم که بسم الله الرحمن الرحیم می تواند در برابر ذات عجول انسان ، چاره ای باشد.
عکس العملهایم را در برابر بیعدالتی هایی که می بینم مدیریت کنم. با توجه به اینکه مباد این عکس العملها محدود به واکنش های عاطفی شود و یا اینکه بر اساس نادانی ها و تکروی هایم محکوم به شکست گرددو در موقعیت های اجتماعـــــــــی پر تنش و بحرانهــــــای سیاســــــــی این ذکر را از خاطر نبرم که "لاحول و لا قوة الا بالله " تا سرمنشأ قدرت از خاطرم نرود و آرامش و متانت خود راحفظ کنم.
برترین عملی که در زندگی انجام می دهم نماز است به شرط آنکه با حضور باشد ، به طور مداوم تعمیق و تصحیح شود، و به جا و به موقع خوانده شود.پس از هر نماز اذکار یاد شده را از زبان و قلبم بگذرانم.
با پایان یافتن هر عمل و مشاهده ی نتیجه ی آن ، افکاری آلوده و پلید می تواند از ذهنم بگذرد به این شکل که " تو از بقیه بهتری و این عمل موفقیت آمیزت این را نشان می دهد یا اینکه برعکس تو عرضه ی هیچ کاری را نداری و هر گز موفق نخواهی شد به همین خاطر باید کسی را پیدا کنی که به او تکیه کنی." بیرون کردن این افکارضروریست واینکه اذکاری سازنده جانشین این افکار ویرانگر شوند: اینکه پس از انجام هر عمل به خاطر داشته باشی که ما تنها مقدمات انجام هر عمل را فراهم می کنیم و نتیجه ی نهایی تنها به قدرت و اراده ی خداوند انجام می شود. و دیگر اینکه با توکل به خدا و استعانت از او می توان به بهترین نتیجه برای انجام آن عمل مورد نظر امیدوار بود.
آنچه که از اعمال صالح برای من باقی می ماند، مقامات شکر و مراقبه و توکل و حمد و تسبیح و عزت و خشوع و صبر و رضاست است . قلب سلیم قلبیست که به واسطه ی کسب این مقامات، قابلیت دستیابی به اطمینان و یقین را پیدا می کند و اطمینان به حق و یقین به الوهیت و ربانیت او سر چشمه ی رضایت در این جهان و آن جهان است. این را به خاطر داشته باشم تا توقعات نابجایی چون "مورد سپاس واقع شدن توسط دیگران" و یا "دستیابی به فلان موفقیت و مرتبه ی اجتماعی " و یا "رفع فلا ن نیاز مادی" برایم هدف انجام هر عمل نشود ومرا از راه به در نبرد.
در هر عملی که انجام می دهم به هر دو دسته از صفات خداوند یعنی هم صفات ملک و هم صفات رحمت خداوند توجه داشته و به شیوه ای رفتار کنم که هم عملم سرشار از رحمت و خیر نسبت به خودم و بندگان باشد و هم اینکه برای تداوم آن از قاطعیت و اقتدار کافی برخوردار باشم.استقامت و استمرار در عمل صالح است که آن را سزاوار جلب رحمت پروردگار و سرمنشأ ایجاد خصائل نیکو در من می نماید، پس بر انجام هر خیری و دوری از هر شری مداومت داشته باشم.
چنانچه در انجام برنامه با مانع مواجه شدم به جای تغییر برنامه یا فراموشی آن به دنبال اتخاذ روش های دیگر برای انجام آن باشم یا اینکه وسایل دیگری را به کار گیرم تا برنامه پیاده شود و ذکر یا فتّاح و یا واسع را فراموش نکنم.
برای انجام بهتر اعمالم ، الگوهای لازم را شناسایی کرده و عملم را با آن ها تطبیق دهم به عنوان مثال برای دعوتگری، کشاورزی، الگوی مناسبیست (کسی که می خواهد دیگران را به نحو مؤثر به سوی خدا بخواند همواره باید یک کشاورز ماهر و صبور باشد). سعی کنم حتی الامکان این الگوها از قرآن اخذ شوند.
برنامه ی دراز مدت:
زمان: از آغاز سال 1389 به بعد
برنامه: استمرار
استمرار آنچه که مورد رضایت خداوندست و من در طی سال 1388 طبق برنامه ی خداپسندانه ی قبلی افتخار انجام آن را داشتم.
با توجه به اینکه هر عمل صالحم سیستمی با تعادل پویا باشد. به عبارت دیگر هر عمل من فرآیندی شود با حداکثر ورودی(اخذ) های مورد رضای خداوند که در فــــرآیند مطلوب( نفس مطمئنــــــه)، تبدیل لازم بر روی آنها انجـــــام شده و خروجی ( عطا) هایی داشته باشم که مورد رضایت پروردگار بوده و در جهت رحمت برای جهانیان ، صمیمیت برای مؤمنان ،و آبادانی زمین باشد. ان شاء الله
ای تن و جان بنده ی او، بند شکر خنده ی او
عقل و خرد خیره ی او، دل شکر آکنده ی او
چیست مراد سرما، ساغر مــــــــرد افکن او
چیست مراد دل مـــــــا، دولت پاینــــده ی او
ادامه دارد............